

.jpg )
"ت.ن" های آخر :
ت.ن۱: هر آمدنی رفتنی دارد و هر تابشی هم بازتابشی...
روزی که با بچه های این محله آشنا شدم ،هیچ فکر نمی کردم که دوستهایی به این خوبی پیدا بشه .بچه هایی که هر کدام از یه شهری بودن و با این فاصله ها، با هم بودن و سعی میکردن
که لحظه های شادی رو در کنار هم بگذرونند. یه محله ی با صفا با کلی خونه که صفا و صمیمیت توی همه خونه هاش موج میزد ،در شادی و غم با هم شریک بودن . به هم نمی خندیدن وبا هم می خندیدن !
توی این مدت خاطرات زیادی به وجود آمد،پر از حس های مختلف ،شادی،هیجان،غم،نگرانی،انتظار فرج ...، از خیلی هاش درس گرفتم و خیلی های دیگه اش هم باقی می مونه.
من از کسی بدی ندیدم و امیدوارم که اگه از من بدی دیدید و یا اگه حرف بی ربطی زدم به بزرگواری خودتون ببخشید و حلالم کنید ...
ت.ن۲: از همسایه هم تشکر می کنم بابت این که توی مدت یکسال و چند ماه اطمینان کرد و فرصت نوشتن رو به من داد
شاید باز هم بنویسم ...، ولی این آخرین پستی هست که توی این وبلاگ می نویسم
ت.ن۳: در آخر هم از همه دوستان و همسایه ها از جمله ققنوس،سیمرغ،طرلان،هدهد،آقا مجتبی،ویدا،داروگ ،مولچه،سالومه،وفا،ناز خانوم،آیهان مهر،یسنا،نرگس خانوم،حسنک وزیر ،موتورگازی،فریما،زاهده،آقا نیما،آقا مجتبی نسیم،کامی جون و افسون هم بابت تقریبا ۲ سالی که آمدن و نظر لطفی داشتن ممنون و سپاسگذارم![]()
گاه گاهی شاید گذرمون به کوچه های شما افتاد ...شاید
امیدوارم همیشه موفق و شاد باشید و روزهای خوبی در انتظارتون باشه
خداحافظ ... " کدخدا ، اگه شد عکاس باشی"
۲۱ / ۱۱ / ۱۳۸۷

منبع عکس : سایت Foto
خداحافظ ای حوض کوچک اما بزرگ
خداحافظ درختان قامت کشیده
خداحافظ ماهی های قرمز تونگ بلور
خداحافظ قلم های بی جوهر
خداحافظ کارهای ناتمام
خداحافظ شعرهای نخوانده
خداحافظ غزل های نسروده
واین چنین دفتر خاطرات *** همسایه دیوار به دیوار *** بسته شد.![]()
همه ی حرفها رو کدخدا گفت. فقط یه تشکر از تمامی دوستان عزیز که واقعا لحظات شیرینی را با
هم گذروندیم و جز خوبی ندیدیم و با تشکر از زحمات کدخدا عکاس باشی.
فراموشتون نمی کنیم //
باز دلم ياد شما ميكند
ياد همان لطف و صفا مي كند ![]()
اين دل بي كينه هميشه تو را
بر سر سجاده دعا می کند
(همسایه)![]()
یا علی
*** همسایه دیوار به دیوار ***
دوستیمان به اندازه سالهای تولدت نمی باشد ...
من تنها دوستِ یک ساله ات هستم ...
و نه به اندازه ی دوستیهایی به تعداد تولدهایت
اما فاصله ی بین دوستی و تولد هیچ وقت نمی تواند پلی به نام صفا و صمیمیت را از بین ببرد !
هر چقدر هم مجهول باشی و باشم باز هم برای من " دوست " هستی و خواهی بود
این را باور داشته باش و مطمئن باش ...
ای دوستِ نادیده ام ،برای تو که خوب هستی و خوب می مانی ، ققنوس عزیزم "طلوع فردایت مبارک "![]()

ت.ن۱:واسه ما جشن تولد یه بهانه بود همیشه ، که رو هدیمون بنویسیم " دلم از تو جدا نمیشه " (نویسنده:ناشناس)
ت.ن۲:به آخرین نفس تنها یک خمیازه باقیست ...
نقاش عکس پرنده : رضا بدرالسماء
کدخدا عکاس باشی
۱۳۸۷/۱۱/۲۱
سلام بچه ها خوبید ؟
چه خبرا ؟
اومیدوار هر جا هستید خوش باشید .....
حسن ...یه احوالاتی از ما بگیر معرفت ؟ کوشی؟؟![]()
سیمرغ ؟؟ میبینم باز شروع کردی. بابا بچه نیستی ، آبجی سن مادربزرگ منو داری باز بچه بازی رو ول نکردی؟؟ حاجی اسم اون میوه ..... رو نیار... یا فراموش کردی یا ؟؟؟ از لج من این کار رو می کنی ؟؟ ببین نمی خوام اول اومدن شروع کنم .. دیگه تکرار نشه !!...![]()
سلام خدمت داروگ عزیز، داروگ یه سلامی می کنیم جواب بده . پارسال دوست امسال دشمن خونی ؟؟؟ چرا ....مشنگ اون پایین مارو نگاه کن ... خودتو نگیر یدفعه می بینم افتادی تو جدول ![]()
ققنوس خان مارو در یاب .... کم پیدا شدی ، مثل ما از این آبجیت یاد بگیر ... سیمرغ... البته بگم مثال بود.سیمرغ خودتو نگیری ها!!!...![]()
![]()
بخندیم::
زنه هنرپيشه بوده، به شوهرش ميگه: ديدي وقتي تو فيلم خودم رو زدم به مردن، چطوري همه داشتن گريه ميكردن؟!
يارو ميگه: آره، آخه ميدونستن كه واقعا نمردي
راستی فکر کنم خیلی از این بچه ها منو نشناختند ؟؟!!..... می شناسی آخرش.... زندگی گرفتارمون کرده وگرنه یاد...فراوان...خوش اومدید به وب ما انشاالله که بتونیم هر چند کم حتی ۱ ثانیه هم شمارو سرگرم کنیم....
آبجی کدخدا که هنوز خودم هم ندیدمش مدت مدیدی هست اره شما رو هنوز به ما معرفی نکرده!!!...
آقا امروز بی خوابی داشتیم الو صبح هنوز خورشید هم فکر بالا اومدن به سرش نزده بود ما از خواب بیدار شدیم مثل اون قدیما خواستیم بزنیم کانکت شیم دیدم چیز بیار و باقالی بار کن کارت اینترنت ندارم..... یه دفعه زد به کلم مثل اینکه چند ماه پیش از یکی از دوستان یه کارت کش رفته بودم یه ....یه ساعتی تهش مونده بود ....رفتیم سراغش تمام کمدم رو زیرو رو کردم ولی هیچ نشانی ازش نبود ... تمام خونه رو گشتم .... ولی هیچ .....
داشتم کلافه می شدم یه دفعه یه لامپ بالای کله ما روشن شد "یه فکر ناب" ،آقا یوزر اون کارت رو یه جایی نوشته بودم ... ولی کجا خدا میدونه .... یک یک افراد خونه رو از خواب بیدار کردم ....با پرسیدن از اون این ... خلاصه آدرسشو گرفتم رفتم پیدا کردم ... اون تازه تا کانکت شد فقط داشتم ((( خدا خدا خدا یه کاری کن کانتک بشه )) شد یه هورا کشیدمی و رفتیم خیلی وبها رو گشتم به یه متن جالب برخوردم گفتم بزارم ببینید .... البته چشم اگه رنگش به هم ریخته ببخشید ، آقا این مانیتور ما رنگش در رفته هر دقیقه یه رنگ نشون میده فقط زرد رو خوب نشون میده ..شما به بزرگواری خودنتون ببخشید ....انشالله که همیشه به ما سر بزنید ..( از خوردن خبری نیست مگه اینجا کاپوچینوه ها؟؟؟ اه درست تنشوته باشم البته ما در حد این کلاسها نیستم ولی ..ندارم نه نداریم ..این سیمرغه میدونم شکمو،ولی نوچ نیست بیاید بخونید ولی لب تشنه روونه خونتون می کنیم .... ..نیست آقا اره اصفهانیم شما مسئول امار تشریف دارید؟؟ هان؟؟
شوخی کردیم شما هستید ما هم در خدمتیم .... خشو باشید و سربلند ...یا علی..![]()
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
دل گـفـتــه هــای پنهــانی بـا خــدا![]()

همه ما پنهانی ودر نهان با خداوند ، دل گفته هایی با خدا داریم، کسی از آن خبر ندارد وخود می گوییم و خدا شنونده است. آن چه می آید بخشی هایی ازگفتگوهای من وشما ،با خداست .اگر می دانید ،مطلبی باید اضافه شود پیغام بگذارید تا اضافه کنیم ....
گفتم: خستهام
گفت: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.
گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!
گفت: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: تو چه میدانی! شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63) ::.
گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟
گفت: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.:: کاراهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109) ::.
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره کنی تمامه!
گفت: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.
گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفت: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همهی مردم - نسبت به همه � مهربان است (بقره/143) ::.
گفتم: دلم گرفته
گفت: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/58) ::.
گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله
گفت: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا آنهایی را که توکل میکنند دوست دارد (آل عمران/159) ::.
گفتم: خیلی چاکریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست را خوب جمع کن! یادت باشد که:
گفت: و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت میکنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا میکنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر میکنند (حج/11) ::
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم ؛
گفت: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد به تو نزدیک بشوم
گفت: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفت: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/۲۲) ::.
گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی
گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.
گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری میتوانم بکنم؟
گفت: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگر نمیدانید خداست که توبه را از بندههایش قبول میکند؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگر روی توبه ندارم
گفت: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزو دانا است، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳) ::..
گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟
گفت: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همهی گناهها را میبخشد (زمر/۵۳) ::.
گفتم: یعنی اگر بازهم بیابم؟ بازهم مرا میبخشی؟
گفت: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتم: نمیدانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم میزند؛ ذوبم میکند؛ عاشق میشوم! ... توبه میکنم
گفت: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبهکنندهها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/۲۲۲) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفت: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار میتوانم بکنم؟
گفت:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههایش بر شما درود و رحمت میفرستند تا شما را از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. (احزاب/۴۱-۴۳) ::.
گفتم: هیچ کسی نمیداند تو دلم چه میگذرد
گفت: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.
گفتم: غیر از تو کسی را ندارم
گفت : نحن اقرب الیه من حبل الورید
..:: ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16) ::.
گفتم : ...
گفت : ...