


در این بازار مکاره دنیا؛همه مدعی شده اند،لاف عاشقیشان گوش فلک را کر کرده است.صورتگریها باب کار آنهاست؛نقابها ارزان و رکابها بی ارزش اند و هر نا کسی پای در آن میگذارد.حرمتها شکسته شده اند و حریمها آلوده,محرمها در بند بی کسی و مجرمها در عین قرابت دلهای ساده اندیش.
اشک مردمان دیگر زلال نیست و دراین رسوایی دیدگان کسی ملالی به جان نمی خرد؛چشمهای بی چاره دل فروشان در کسب سر انگشت تسلی بخش غصه ی گونه های سرخ شده از تب نزدیکی ؛هر کسی را به مدد می خواند و دستان مردان مرد زیر سنگ حیاء مانده است بر روی خاک.
صدیقان بی خرد نامیده می شوند و در هیبت سبک عقلان به شمار می آیند و هر کس در تردید شکستن عصمت دیگران در بند عقد عقل با خداست بی همت؛آزمون عاشقی را زود میگیرد معلم خیره سر کلاس هوس و هر کس گوشه چشمی به حرمت دلها دارد زود فلک میشود به دست فلک.
آب و رنگ و خال و خط عشق ناتمام دیروز حافظ دست مایه شعرهای دو قرانی ترانه سراهای امروزین است و ... همه به نا کجا می روند.من هم مانده ام؛هیچ کس را دیگر نمی توانم بشناسم؛از همه هراس دارم,همه سهمشان را از وجود من گرفته اند,از جیب تن پوشم تا احساس سراپا گوشم.همه آمدند و زدند و بردندو اکنون من مانده ام با کودک احساس دلم؛حالا او هم سهمش را می خواهد ولی نمیدانم دیگر به او چه بدهم.
هر چیزی را نمی توان به او داد،هر کسی را نمی توان به او هدیه کرد؛کودک زیرک دل که تا کنون در بازار بزرگترها نه چیزی داده است نه گرفته است فوت وفن عاشقی را خوب میشناسد...وای که چه وانفسایی است؛همه همه را دوست دارند و هیچ کس دیگران را نمی خواهد..عیاران همه رفته اند وتراران مانده اند؛نه عیاران بی همت بوده اند و تراران پر تلاش؛هر چه بود و شد و می شود باب خواهش دلهای دور مانده از تجلی (عین عشق)است که دارد کم کم کوچه اش بی نشان می شود...طالب و مطلوب,عاشق و معشوق؛مرید و مراد؛انیس و مونس یکدیگر را به نامهایی میخوانند که سالها پیش مرا از مکتب خانه ی تعلیمش رانده اند

لرزه های تهی مانده ذهنم
امواج خاکستری می آفریند
تا شامهای سرد خیالم پر شوند از کثافتهای شوم
به یاد تمام عشقهای ترک خورده
اینک دستهای خیالم از روزگاری تلخ مانده دراز به سوی کجا؟
می دانم باید له شود لگد مال
باید فراموش شود یاد ان یادهای کاذب
مرامهای زوال
باید که زوالش را دید و خندید
اری این اخرین لرزه های تهی مانده ذهنم ذهن خاکستریست !!!
![]()
![]()
![]()
منبع : شعرـ نو ـ کلوب
یا علی
![]()
![]()