

بسم الله الرحمن الرحيم
مرحوم حاج شیخ عبدالكریم اعلی الله مقامه می فرمود اگر مقدّس ترین زمان ما، كه از آن مقدس تر دیگر نیست بخواهد برای امیرالمؤمنین(علیه السلام ) مدح بگوید از این بهتر كه عمروعاص گفته نمی تواند بگوید.
بعد از آنكه معاویه روی كار آمد. كاغذ نوشت كه بیا با من همراهی كن. عمر و عاص می دانست كه اگر آنجا برود همه چیز به او می دهند خانه می دهند زن می دهند شام و نهار می دهند و....
جواب نامه ی معاویه را چنین نوشت نوشت: تو می دانی به چه چیز مرا دعوت می كنی؟ دعوت می كنی روگردان بشوم از كسی كه پیغمبر خدا فرمود: علی منّی و انا من علی
می دانی تو مرا به چه چیز دعوت می كنی؟ دعوت می كنی به اینكه روگردان بشوم از كسی كه پیامبر در مورد او فرمود كه: علی منّی بمنزلة هارون من موسی
یك یك مناقب امیرالمؤمنین را می شمرد آخرش نوشت ، بالاخره تو مرا دعوت می كنی كه ریسمان ایمان را از گردن بیرون بیندازم و با تو جفت بشوم آیا همچین چیزی ممكن است؟
این جواب را برای معاویه نوشت اما بالاخره حیله گری معاویه او را به سمت خود كشاند و رفت دست راست و چپ معاویه شد. دنیا اینجور است كسی كه مدح كننده امیرالمؤمنین است. یك مرتبه می شود مخلص و خالص دشمن او ، دنیا این جوری است
پس باید خیلی به خود ترسید و لرزید كه مبادا دنیا به جایی برسد كه راه انسان مثلعمر و عاص كج شود
( به نقل از كتاب ایینه صدق و صفا، رضا استادی، ص 137-)
"عــیـــــد غـــدیـــر خـــم ، عیـــد ولایت علـــی بــــر همــــگی مبـــارک"

التماس دعا ...
یا محمد و علی
بسم الله الرحمن الرحيم
ميفرمايند : هر كار خوبي كه به نيت نزديك شدن به خداوند متعال انجام بشه عبادته.
با اين حساب ميشه با وبلاگ نويسي هم عبادت كرد اما شرط داره؛ پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله وسلم ميفرمايند:
« هر گاه عملي را انجام دادي ، آنرا خالص و براي خدا انجام بده زيرا خداوند متعال فقط اعمال خالص را كه براي " او " انجام گرفته است از بندگانش مي پذيرد »(1)
پس اولين شرط اينه كه نيتمون درين كار رضاي خداوند متعال باشه و بس.
حالا از كجا ميشه فهميد تا حالا براي خدا نوشتيم يا نه ؟
امام صادق عليه السلام ميفرمايند :
« عمل خالص آنست كه نخواهي كسي جز خداوند تو را بخاطر آن عمل تشويق كند و سپاسگزاري نمايد »(2)
وقتي بازديد وبلاگمون كم شد، نظر ندادند، برگزيده مون نكردند و خلاصه اسممون مطرح نشد اگه ناراحت شديم و دست به دامن اين و اون شديم، نشون ميده اخلاص نداشتيم و بخاطر مردم كار كرديم.
عالمي دو جلد كتاب نوشت و ميخواست چاپ كندكه يك جلد آن مفقود شد و بعد از مدتي به اسم شخص ديگري چاپ شد! آن عالم جلد دوم كتاب را هم براي آن شخص فرستاد و نوشت " غرض اين بود كه اين كتاب چاپ شود و مورد استفاده قرار گيرد.حالا كه شما جلد اول را چاپ كرديد استدعا ميكنم جلد دوم را هم به اسم خودتان چاپ كنيد"
چه طور ميشه مخلص شد ؟
فقط اينكه نيت كنيم خالص باشيم كافي نيست بلكه طبق فرموده علما بايد رياضت بكشيم.
خداوند متعال در حديثي قدسي راه را به روشني فرموده است:
« اي فرزند آدم ، عمل تو خالص نميشود مگر اينكه چهار مرگ را بچشي.
1_ مرگ قرمز: اينكه سختي ها را تحمل كني ولي به ديگران آزاري نرساني
2_ مرگ زرد : وآن گرسنگي و سختي كشيدن است
3_ مرگ سياه: مخالفت هواي نفس است پس از هواي نفس تبعيت نكن كه تورا از راه خدا گمراه ميكند
4_ مرگ سفيد : و آن تنهايي است »(3)
وبلاگ نويسي آغاز يك راه است ؛ راهي تا رسيدن به يك رسالت بزرگ. پس معلوم ميشود درين راه بايد :
_ سختي ها را تحمل كنيم و در مقابل انتقادها سعه صدر داشته باشيم
_ موهايمان را در آسياب علم و حلم سفيد كنيم
_ از وسوسه هاي شيطان دوري كنيم و به دنبال شهرت و محبوبيت نباشيم و از همه مهمتر ارزشهاي والاي اسلام را هرگز فراموش نكنيم
_ اگر به دليل بيان حق و حقيقت ،تنها مانديم، تنها با مولايمان صاحب الزمان تقسيمش كنيم
و در نهايت ثواب اعمالمان را در جهت سلامتي و ظهور ايشان هديه نماييم
نوشته شده توسط "سادات موسوی " در تاریخ ۴ تیر ۸۶ در وبلاگ " عاشـقـــــــانه "
سلام خدمت همه دوستان و بچه های محله
امشب بطور اتفاقی مطلبی پیدا کردم که دیدم بد نیست که اینجا هم بذارم تا افراد بیشتری این مطلب رو بخونند ...
و یادی از یکی از وبلاگ نویسان به نام مرحوم "حـــسن نظـــری "و با وبلاگی به نام " یـــه اُمل مدرنیسم نشده !!! " ...
" دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است "
و یه خبر دیگه این که ...
در گوشه و کنار وبلاگستان، افراد با دغدغهاي وجود دارند که تلاش ميکنند و زحمت ميکشند تا در حد توان خود، قدمي به سوي رشد و پويايي فرهنگي ايران اسلامي بردارند و هر کدام نيز به موفقيتها و پيروزيهايي رسيدهاند.
بهانهاي لازم بود تا مجامع مختلف وبلاگنويس را گرد هم جمع کند و زمينهي تاثيرگذاري آنها را دو چندان سازد. در آستانهي سالگرد وبلاگنويس زندهياد، حسن نظري هستيم. به ياد او که به نوعي حلقهي وصل گروههاي مختلف محسوب ميشد، گرد هم جمع ميشويم و دربارهي مسيري که در آن پا نهادهايم به گفتوگو مينشينيم.
مكان:خيابان انقلاب، نبش خيابان بهار، مجتمع فرهنگي اسوه
زمان: 10 دي 1386، ساعت 13:30
سخنرانان: حجتالاسلام انجوينژاد و حجتالاسلام پناهيان
التماس دعا ...
یا محمد و علی ...